«دل سپردن»

بزرگترين گناه من بود

وقتي چشمان تو را ديدم؛

  و لبخندت...

     و دست‌هايت...

        و صدايت...

        آه! صدايت

 

اكنون

در برزخ بي خبري ات سرگردان

و فردا

در عذاب تنهايي ات مي سوزم.

 

اين

تاواني ست

كه من مي پردازم