نيمه‌شب
ساكت است و آرام
مي‌پرم از خواب
از زور عطش.
بغض مي‌كنم:
عطش را فرو بنشانم؟
با كدام آب؟

اين سيراب نشدني‌ترين حس زندگيم
بزرگترين داراييم
دل‌نشين‌ترين عذاب دنياست؛
عطش بوسيدن لب‌هات